تبليغاتX
موهبت - به نام نامی دوست......شمیم عاشقی...
 

 سلام مهربان یار .....

آری باز سلامت می کنم . که رسیدن به آرامشی در من ، و بی تو

بی قراری همه آن آرامش را می برد.از تو دورم می کند، که بی تو،

این آرامش هیچ کجا و هیچ جایی نیست.

معبود من .....خدای خوبم

میدونی که چقدر بهت نیاز دارم ، با یه دنیا دلتنگی و آزردگیهای،

خاطر . آنچه امانم را بریده ، سختی نیست . درد و التهاب نیست

فقر و تنگدستی و انتظار نیست. تنها فراق توست.

الهی این دل همه سرمایه من است ، مایه عزت و افتخار من.

خانه توست . جایگاه امن کبریایی تو ، که در وجودم قرار دادی.

تو میدونی تو این جایگاه چه خبره و چی ازت می خواد و چیکارت،

داره. دلم میخواد  حس کنم ببینمت همین الان باهات حرف بزنم .

باهام حرف میزنی و آرومم می کنی ؟

با بانگی بلند صدایت می زنم و دستم رو دراز می کنم به سوی تو،

چشمام رو می بندم و بعداز کشیدن یک نفس عمیق ،اونهارو ، 

باز میکنم .با چشمانی اشک آلود حضور گرمت رو احساس می کنم،

و به وجد میام.

 

           

سلام......

منتظر کی هستی ؟......من اینجام

فقط یک بار نگاه کن ،..... تا ببینی که من اینجام

چرا اینقدر ساکتی ؟

هر چی میخوای بگو...

اگر یک عشق بی پایان می خوای ، با صدای بلند آرزوت رو بگو،

حتما بدستش میاری....چون من اینجام

وقتی فکر می کنی و می بینی ،چقدر دوستت دارم ،

ساکت نمون ، بهم بگو . که من همون دوست خاص تو هستم.

که قلبش رو به تو میده ، روحش رو به تو می بخشه ،

و منم میگم همینطوره ،...چون من اینجام...

اگر چیزی تو دلت هست به من بگو ، مهم نیست جه ساعتی،

از شب یا روز باشه ، بهم بگو . اگر مشکلات اذیتت می کنه،

یا احساس پریشانی می کنی به من بگو...

اگر آرزویی داری، اگر چیزی می خوای ، نگران نباش ،

چون من اینجام......

منتظر کی هستی ؟ ... نگاه کن ... من اینجام...

قلب من ماهه ، تو نور ماهی....

چرا نور ماه اینقدر از ماه دوره؟

تو هیچ راهی نداری ، جز اینکه به آسمون من بر گردی ،

بعد عزیزم هر جا که خواستی می تونی بری. آره عزیزم...

و حالا.....

و حالا که اینجایی و من اینجام ....

یه کم نزدیکتر بیا ، تا من بتونم بهت بگم ،

چقدر دوستت دارم ........

و.........

و من در عین بهت و عشقی عمیق جواب می دهم :،

وقتی اولین بار دیدمت و سعی کردم بشناسمت زمانرو ،

گم کردم و عطر خوش ندایت من را طلسم کرد و دلمو گم ،

کردم.

چقدر زیبایی و شگفت انگیز . زیباترین زیبائیها......

آنقدر زیبا،....

در مقابل تو هستم و کامل می شوم . ببین گم شدم و در،

آشفتگی دیوانه شدم . من ترا می پرستم و تو آرزوی من.

حال که تو اینجایی و من اینجام ....

یک کم نزدیکتر بیا ، تا من بتونم بهت بگم :،

اولین بار که صدات کردم و دستم رو گرفتی ، جادوی نوازشت،

با من چه کرد. و وقتی شناختمت ، تبدیل به اولین فکر و ،

خیالم شدی . و وقتی دیدمت و خواستم بشناسمت زمان ،

را گم کردم.

آری ترا آرزو می کنم ، عشق ترا می طلبم .

آری خود را به آغوش نظم الهیت پرتاب می کنم تا از تو سیراب،

شوم و لبریز از آرامش.

پس آرام و آسوده به جای می مانم، و ترا طلب می کنم.....

ای نازنین یار میدونم و ایمان دارم که نه تو رویام و نه توی،

خواب. عین واقعیته . یه حقیقت ، به روشنی روز.

حقیقتی ، که تو همیشه با منی و من با تو ........

 

 

 

      

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 12:54  توسط غریب آشنا  |