|
هوالعشق من نشستم مشق لیلی می کنم خاطر خود را تسلی می کنم چون میسر نیست بر من کام او عشق بازی می کنم با نام او........
مهربانم....صدایت میزنم، و با بند بند وجودم عشقت را طلب می کنم. عشق الهیت را ، عشقی پاک پاک. اگه منو پایین ترین بنده هات بدونی یا ،اصلا همه رو بنده خودت بدونی و الا من.
و اگر زندگی جز سیاهی چیزی برام نباشه ، باز تو خدای خوب منی.بازم صدات می کنم.
نمی خواهم شعری با قافیه بنویسم که وزنش تو نباشی . نمی خواهم نثری را، بی آنکه تداوم معنایش تو نباشی ، نمی خواهم قصه ایی بنویسم که آغاز و پایانش تو نباشی . می خواهم شروع تو باشی و وسط تو باشی و پایان تو باشی. الهی ......باید نوشت به تو عشق می ورزم ، چنان به تو عشق می ورزم،که سرمست و تازه شوم.
از هر چه گویم برتری ، وز هر چه گویم بهتری. ای مهربان...... همراه همیشگی ، با تو بودن سخت است و ترا طلب کردن سخت تر از آن . ولی همه را به جان خریدم.با تمام ناملایمات و مشقات و تیرگیها رهایت نکردم و باز صدایت زدم . وچه زیباست کلام نها ئیت.
ای کریم بنده نواز.... عاشقانه ستایشت می کنم و عاشقانه می پرستمت. بهار ۸۷ رسید و مهمتر از آن رسیدن ۲۲ فروردین. فروردین سال۸۴ پیامد زیباترین ها بود و دگرگونی بس ،عظیم و شگرف در زندگیم . روزی که کار بزرگی رو عهده دار بشم.و به لطف و مدد تو هنوز مشغول هستم وامسال نیز وارد
مرحله سخت تری شدم در کنار کار قشنگی که عاشقانه سه ساله شروع کردم. و دارم ادامه اش میدم.دوستان و همکاران عزیزی تو این راه کمکم کردند و مشوقم بودند، که از یکایک آنها کمال تشکر را دارم و سپاسگزارم.
همکار بزرگوار و محترم جناب آقای مهندس ......سپاسگزارم. و همکار بزرگوار و ارجمند جناب آقای مهندس کامران چیذزی . خدایا ... به لطف و محبت بیکران تو بود که توانستم ادامه بدم . آه خدای من تو شاهدی که چه می گویم و چه می نویسم .میدونی چقدر سخت و صعب العبور بود. لحظاتی که می موندم، راه پس و پیش نداشتم و دست یاری نبود تا بسوی من دراز بشه و فقط من بودم ،
و در کنارش ،دریای بیکران الطافت........ چقدر زیبا در بدترین شرایط روحی و کاری به دادم ،می رسیدی و تمام موانع را از سر راهم بر میداشتی. تو به من آموختی که هیچ چیز به آسانی به دست نمی آید و سعی و تلاش نیمه کاره هیچ وقت نتیجه ایی به دنباال نخواهد داشت . کار و تلاش مداوم و سخت کوشی است.که نتیجه لازم را به بار می آورد. آری تو کریم بنده نواز ، تو مهربان بودی و بس..... و به عشق تو بود که همیشه تازه نفس تر از قبل به پیش رفتم و نه ایستادم . تو رو که داشتم چه باکی از غم . و الان ، رسیدم به اینجا . به جابجایی بزرگ و یه دنیا کار و مسئولیت جدید در کنارش .به من آموختی که زندگی سر شار از چالش ها و سختی ها و ، دشواریهاست و تنها راه غلبه بر مشکلات ،توکل به تو و بر خورد جسورانه با آن هاست.
هنوز به سر منزل مقصود نرسیدم .ولی باز آموخته ام که الماس بدون سایش جلا نمی یابد، در مقابل ، هیچ انسانی هم بدون تحمل و گذراندن سختی ها به کمال نمی رسد. در سالگرد ستاک لاین بزرگترین آرزوم با تو بودن و به تو رسیدنه. بیشتر و بیشتر از گذشته و با آگاهی بیشتر. خیلی خوشحالم. تو سالگرد قشنگ شرکت شکرگذار نعمتهای بیکران و بس عظیم تو هستم. مهربانم ای قادر مطلق . از نور خود در من تجلی کن. با تمام خستگی و ناتوانی ، هدایتم کن .نزار بین راه بمونم.تو این راه ،بازم من هستم و تو .
تو بنده نوازی می کنی با مهر بیکرانت . و من سجده شکر به جای می آورم و عاشقانه ستایشت می کنم. حمد و ستایشی فزونتر از تمام آفریده ها انشاالله.
دوست دارم اولین هدیه رو از دست خودت بگیرم . دستم رو بگیر و صدام بزن.
میدونم که خیلی پرچونگی کردم ، اما کی از تو شنونده تر و داناتر ای همیشه بیدار. ترا می خوانم ، چون تویی تنها بخشنده با تو هستم ، با تو می مانم تا با من بمانی . مهربانی که عشق تو بزرگترین سرمایه جاودانه است. معبود من ، عشق تو سیراب کننده تمام عشقهاست. لطیفا.... خوب بودن کمال خدا شناسیست و خوب بودن کامل حد خدای ست
بنده همیشه ارادتمند تو یا علی مدد التماس دعا دوستان
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 14:15  توسط غریب آشنا
|
|
|