|
به نام نامی عشق ..... خالق ایثار و مردانگی سلامی به گرمی دستهای دوست بگو عاشقی تا سلامت کنم بگو یا حسین ... تا تمام دلم را فدایت کنم
کل یوم عاشورا .....کل ارض کربلا آری اینک عاشورا..........
این از عنایتها شمار کز کوی عشق پیش آید ضرر عشق مجاز را گذر بر عشق حق است انتها
متبرک هستند کسانی که دلهای پاکی دارند. زیرا خداوند همیشه در دلشان است. خدایا ...... مرا یاری ام کن و عنایت خاص الهیت را نصیبم گردان . تا ترا مشایعت کنم و با تو پیمان ببندم .با تو ،با یک اینکی که اتفاق افتاده. تا در اصل شیعه باشم نه به رسم. مثل حسین حق طلب باشم و با ظلم در ستیز. "ایاک نعبد و ایاک نستعین" و او را نمونه و چراغ راه خود قرار دهم. به فهم و درکی برسم که قابلیت درک آن ، از طریق شرح صدری است که تو با عنایت الهیت برایم در نظر گرفته ایی. تا جرات رویارویی با خود را داشته باشم. معرفت و روح نهضت حسین (ع) را در یابم و حماسه بزرگ او را ، در اینک عاشورا و کربلای خود زنده نگه دارم . در آئینه تمام قدی ، خود واقعی را نظاره گر باشم، منصفانه به خود بنگرم و بیندیشم ، طرحی نو بیابم تا با رسیدن به اندیشه درست، مسیر تحول را طی نموده ، تا در اصل حماسه حسین (ع) را زنده نگاه دارم نه در رسم . پیمانی همراه با عمل. می خواهم این آیینه را بشکنم ، اما چه فایده : آیینه گر نقش تو بنمود راست خود شکن ، آیینه شکستن خطاست تا به الیه راجعون نزدیکتر شوم و عشقی را تجربه کنم ، که طعم عشق را بدهد. عشقی که اسارت نباشد بلکه آزادگی و معرفت وجودی را بهمراه داشته باشد. عشقی زمینی را به عشقی آسمانی . تا در این اینکی که حماسه مردانگی و شهامت بزرگ مرد تاریخ را یادآوری می کند بتوانم، در اصل همراه و همقدم با شور حسینی باشم.
غازی به دست پور خود شمشیر چوبین می دهد تا او در آن استا شود ،شمشیر گیرد در غزا عشقی که بر انسان بود، شمشیر چوبین آن بود با عشق رحمان می شود، چون آخر آید ابتلا
در کوی معرفت و عنایت تو ، و با حس گرمای حضورت در این یادواره شور، حسینی ، به سادگی و آرامی نگاه دریا ، آرام و تسلیم ، تسلیم و شاهد زانو می زنم، تا ................ مهربانم............. دوستت دارم.... دوستم داشته باش
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 16:0  توسط موهبت
|
|
|