|
هوالعشق گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
میلاد ولی عصر (عج ) قائم آل محمد بر شما خجسته باد
سرزمین وجودیم دشتی است که بذر نیکی در آن می کارم و با نام تو آن را آبیاری می کنم تا گل عطر آگین حضورت در قلبم بروید.
ای ازلی ترین و زیباترین جلوه عشق ، ای همیشه جاری عشق را با نام تو به نقش می کشم ، چتر عشق را باز می کنم و به قد قامت خویش ، عشقی که امانت بی منتهی توست در گلزار زندگی ، الهی می خواهم در اعماق عشق تو غرق شوم کنده شوم تا بنده شوم ، عبد شوم . داغ بندگیت را در دل نهادم تا از خود کوچ کنم و به تو برسم . عاشق رسیدنم ، رسیدنی حقیقی به تو به خودم به مقصد ،
بستند در تزویر و ریا ، در میکده باز است ساقی برسان باده پیاپی که نیاز است هر جا که تویی ، قبله دل نیز همانجاست ما را خم ابروی تو محراب نیاز است نازم بنما هر چه توانی که نیاز است زان دلبر سیمین بر طناز ، به ناز است افروختم از آتش دل گوشه چشمی بنمای بر این خسته که در سوز و گداز است نا امید مکن از کرم خویش که ما را امید کرم زان شه درویش نواز است ما راهرو وادی عشقیم و ارادت هر چند در این راه بسی شیب و فراز است ای مطرب خوش نغمه بزن زخمه به سازت درمان دل خسته در آن زخمه ساز است دل می برد از عاشق بیچاره نوایت در پرده آن پاک نداند که چه راز است
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 19:8  توسط موهبت
|
|
|