|
بهار، سر آغاز همایش گل و معراج زندگیست لب تشنگان به منزل دریا رسیده اند سلام علیک ای مقصود هستی سر سبزترین شروع ساقی مهر سبزترین نگاه سر سبزترین ضرب زمین در دل ما سرو گلستان سجده شکر در سحر بین طلوعین
در بهاران سبزیم آنچنان می روئیم در بهاران سر سبز ساقه و برگ بهم بافته ایی وحدتی داریم سبز سر سائیده به عرش دل آزاده سبزی داریم سبز سبز چون سرویم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 15:32  توسط موهبت
|
هوالعشق.... عشق مانند هوا همه جا موجود است
تو نفسهایت را قدری جانانه بکش
همه روز اول صبح سکه ، مهر و محبت را از قلک دل برداریم و ببخشیم ، به اول نفری که به ما می تابد اولین عابر امروز ، که از کوچه ما می گذرد و صمیمانه بگو ئیم ، سلام !!!!!!! آری عشق ورزیدن ، به همین آسانی است، که دلی را بخری ، بفروشی مهری ، شادمانی را حراج کنی، رنج ها را تخفیف دهی ، مهربانی را ارزانی عالم بکنی، و بپیچی همه را ، لای حریر احساس، گره عشق بزنی، مشتریهایت را با خود ببری تا لبخند ، آری....
بیا ...... بیا شب را سحر باشیم جانم بیا غم را سپر باشیم جانم زمستان رفت خاطر از خطر رست بهار آمد ، گل آمد نازنینم ، همیشه خوش خبر باشیم ..... بیا ای نازنین تا با پرستو ، بهاری همسفر باشیم عزیزم بهار آمد بیا ، از نو بروئیم بیا با برگ و بر باشیم .... بیا ای ابر دل با هم بباریم عبوری پر ثمر باشیم ..... شقایق جان ، بیا با من دعا کن که آگاه و پر از شور و شعف باشیم ، عزیزم تسلی دل هم ، دلبر هم ، نسیم یکدیگر باشیم ..... سپیده سر زده بر خیز ما هم ، طلوعی مختصر باشیم عزیزم بیا خورشید من با هم بتابیم ، وجودی شعله ور باشیم ..... چرا در می به تلخی ، آه باشیم بیا در می شکر باشیم ، عزیزم گذر گاهی است دنیا ، پس چه بهتر خرامان در گذر باشیم ، عزیزم بیا ، بیا در جام ، ایران کهن سال ، شرابی کهنه تر باشیم ..... به سرمستی در این هستی بکوشیم حضوری با هنر باشیم ..... بهاران ساقی دلهاست سالک ، اگر اهل نظر باشی ..... اگر اهل نظر باشی .....
مجتبی کاشانی
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 18:48  توسط موهبت
|
|
|