|
happy happy valentines day واژه عشق چه زیباست اگر بگذارند وقت دلجویی دلهاست اگر بگذارند روی گلبرگ شقایق پر پرواز نوشت شب عشاق چه زیباست اگر بگذارند ای دوست قبولم کن و جانم بستان
افتاده ام در کناره آفتاب و تمام ابرهای آسمان را ، -در دل انباشته دارم. نگاهم سنگین است ! و بغضم پیچیده در گلوی باد و تصویرت در قاب دستهایم ، هنوز عطر ترا می دهد. رفتنت را انکار می کنم ! و خورشید را ، وقتی که غروب می کند ولی نمی میرد -باور دارم مثل آخرین نگاه تو ، که هنوز از آن گرم مانده ام. ای آفتاب ! آن نگاه مهربان را کجا برده ایی ؟ با شب از تو گلایه می کنم ، و باز گیسوی بلند شب را می بافم . سالهاست که گیسوی شب سپید می شود و من همچنان انتظار می کشم. کاش می آمدی و دستهایت دو پنچره خسته ام را ، به روی انتظار می بست ، کاش می آمدی و گامهایت را بر ریشه هایم می گذاشتی و مرا می پیچیدی و می رفتی. بیا مرا بچین و برو ! -آنسان که باد وحشی گندمزار را.... بیا مرا بچین و برو ! و........ در گوشه ای از خاطراتت خرمن کن.....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 16:15  توسط موهبت
|
چشم شستم ! ز آنان که چشمم را تر کردند دل بریدم ! ز آنان که بند بند دلم را ، چون گلوگاه غروب خونین می خواستند. با همه نااستواری ها قامتم را پرهیز می دارم از پشتیبانی ی باد و در خمپیچهای یاد مر ثیه کوی نا زنده های نگاه خود می شوم. دل را گفتم ، ای سوته ی غمگین ! دیگر صدایی نیست دیدم که راهی نیست جز با دنیای تنهائی ام عادت کنم دور از تو ماندن را دور از تو گفتن را و...... دور از تو خواندن را ای کاش می توانستم ! مرده ی خود را با دستهای خود شستشو دهم تا مدیون هیچ انگشتی نباشم که دست ها بیگانه اند ، و...... جان من غریب... حمید رفیعی
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 13:0  توسط موهبت
|
السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عذاب و چه ماتم است
یا رب الحسین
در باره او چه می توان گفت !؟ او که به وقت ولادتش بزرگ پیامبران غمگینانه به رویش خندیدند، و به گاه شهادتش، آسمان به تلخی برایش گریست، و خون او خون خدا شد:
السلام علیک یا ثارالله او حقیقتی آسمانی بود، که فقط پنجاه و هفت بهار به زمین آمد ، تا منظومه بزرگ عاشورا را بسراید و تا اراده خداوند در مورد او تحقق پذیرد، و او را کشته خویش ببیند، و آنگاه که سرخ ترین شقایق تاریخ شد باز به روضه فردوس باز گشت، و اگر نه چنین است چرا آن خونی که از پیشانی اش در کربلا تراوید، و او آن را در کف گرفت، و به آسمان پاشید، دیگر به زمین نیامد؟!
فرا رسیدن ماه محرم ...و شهادت مظلومانه امام حسین علیه السلام و یاران با وفایشان را به تمام محبان تسلیت عرض می کنم.. همانا برای شهادت حسین علیه السلام در دلهای اهل ایمان حرارت جاودانه ای است که هرگز به سردی نگراید.
بنام ارباب عالمین... لنگر زمین و زمان ...امیر مومنان علی ابن ابیطالب(ع)
حسین......حسین..... ابی عبدالله مدد خدایی مهربونه ذکر اهل جنونه کرده منو دیونه دیونه حسین..... نمک زندگیمه سند بندگیمه ارباب من کریمه کریمه حسین........ ابرویم حسینه آرزویم حسینه هر کجا رو کنم دلم، روبرویم حسینه حسین...... حقیقته نمازه کسی که چاره سازه خدا بهش می نازه می نازه حسین......... حدیث بوی سیبه روح امن یجیبه سلطانی که غریبه غریبه دل فروزم حسینه شب و روزم حسینه چی بخونم که آه ، سینه سوزم حسینه حسین...... خوردی گره بجونم از عشق تو می خونم غلام سیات می مونم می مونم حسین....... تمومه حاصل من هر تپش دل من دل من تو سرشتم حسینه سر نوشتم حسینه بی خیاله بهشتم چون بهشتم حسینه حسین........... یه عشقه بی مثاله قشنگترین خیاله دیوانگیش مداله مداله....... حسین.... سر نفس کشیدن رمز ز خود بریدن راز به خود رسیدن رسیدن رنگ و بویم حسینه خلق و خویم حسینه دائما در نمازم جون وضویم حسینه حسین........... ای ابی عبدالله مدد قسمت و سر نوشتم عشق تو در سرشتم کر بلای تو بهشتم حسین........ ای کشتی نجاتم اسیر روضه هاتم فخرم اینه گداتم گداتم حسین........ در نهادم حسینه اعتقادم حسینه کوری چشم دشمن وان یکادم حسینه
باقی باقیتان
لطیفا....... ای دعا از تو اجابت هم ز تو ایمنی از تو مهابت هم ز تو ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو نا گفته ما می شنود این دعاها بخشش و تعلیم توست ورنه در گلخن گلستان از چه رست التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:31  توسط موهبت
|
|
|